انتشار تصاویر برهنه علياء ماجده المهدی در راستای همین سیاست انگلیسی است و به زعم باطل خود توهین به مقدسات مسلمانان جهان اسلام می تواند بیداری اسلامی مردم مسلمان و جهان عرب را منحرف کند. اما منشاء این تفکر به اصطلاح جنبش فمینیستی مبازرات انقلابی جهان عرب به کجا بر می گردد؟؟ برخی کاربران رسانه ایی حامی این اقدام، نام هدی شعراوی را مجددا یادآوری می کنند...
هدی شعراوی کیست؟
1296ـ 1267هـ ق 1877ـ 1947م
تحقیقی در مورد هدی شعراوی:
وقتی ما محیطی را که هدی شعراوی در آن رشد یافته است بشناسیم آنوقت میتوانیم حقیقت این زن و ساختار شخصیت او را که برای زعامت «اولین نهضت نسوان در جهان اسلام» تهیه دیده بودند بهتر بدانیم. این نهضت نسوان که شراره های آن اولین بار بسیاری از ارزشهای اسلامی مصرا در خود سوخت و در اندک مدت دامنهء این شراره در همهء جهان بزرگ اسلام پراگنده شد... هدی شعراوی در «المنیا» در یک فامیل قبیلوی مصری در سال 1296هـ ش 1877م تولد یافت. او زندگی طفولیت خود را در دامان پدرش«محمد سلطان پاشا» مردی که سر سخت ترین دشمن«انقلاب عرابیه» بشمار می رفت سپری کرد، بلکه پدر او نقش بسیار اساسی را در همکاری با استخبارات انگلیس ایفا کرد تا به پایگاه عرابیین در «تل الکبیر» رسید.
پدرش با این هم اکتفاء نکرد و به مردم اعلان نمود که؛ انگلیسی ها نمیخواهند با کشور مصر بجنگند، بلکه میخواهند اشرار و سرکشان را تأدیب کنند، او ارتش انگلیس را در حمله به قاهره همراهی نمود و از مردم خواست که از مقاومت دست بردارند و به زندگی خود بچسپن. ارتش انگلیس به او و خائنین امثال او که با ارتش انگلیس کمک میکردند مقدار زیادی سلاح پیشرفته و مهمات را بخشید، تا بگمان خود او کشور را نجات دهند. خدیو ده هزار جنیه طلایی به او هدیه داد، بر بازوی او نشان افتخار «نشان مجیدی اول» را آویخت و او را بحیث رئیس مجلس شورای قوانین مقرر نمود.
بریتانیا هم از او تقدیر بعمل آورد و برایش نشان «سان میشیل» و «سان جورج» داده شد، که به برندهء این نشانها لقب «سیر» ـ عالی جناب ـ داده میشود.( )
او در اثر مرض سرطان در سال 1884م در اروپا وفات یافت و دختر خود «هدی شعراوی» را به سن 7 سالگی در آنجا بعد از خود بر جای گذاشت.
این بود محمد سلطان پاشا پدر هدی شعراوی، پس شوهر او کیست؟
شوهر او علی شعراوی، پسر کاکای او، رفیق سعد زغلول و دوست عبدالعزیز فهمی بود. این هرسه دوستان و دست نشاندگان انگلیس و همچنان اعضای «حزب الأمة» بودند.
اینها کسانی بودند که انگلیس آنها را بنام مردان معتدل یاد میکرد، چون اینها در راه انگلیس مبارزه کرده بودند. مصطفی کامل را همراهانش بنام مرد سر سخت یاد میکردند. این حزب مشبوه «حزب الأمة» با تشکیل یک جامعه اسلامی مخالفت میکرد و بر ضد آن مبارزه مینمود. این حزب به اساس نشنلرم عربی مردم را دعوت میکرد که بر مبنای مصالح مشترک با انگلیس و منفعت مادی استوار بود، نه بر پایه های بینش اسلامی. این حزبی بود که بعدها بنام «حزب الوفد» تغییر نام داد.( )
شوهر هدی شعراوی یکی از هم پیمانان استعمار انگلیسی و از تئوریسن های «حزب الوطنی» ـ حزب حاکم فعلی مصر حسن مبارک ـ بود. او از جمله سه کسی بود که نمایندهء انگلیس با آنها ملاقات کرد تا پیشنهادات مصر را بعد از ختم جنگ جهانی دون بشنود.
اینهم قابل یاد آوری است که؛ این شخص دوست بسیار نزدیک «محمد سلطان پاشا» پدر هدی شعراوی و یکتن از سرمایه داران بزرگ بود. خلاصه حال او همانند سایر دست پرورده های استعمار بود. او در سن پنجاه سالگی با دختر مامای خود «هدی شعراوی» که صرف 13 سال عمر داشت ازدواج نمود. او وصی پدر هدی بعد از مرگ او هم بود و از همین رو او را به شیوهء فرهنگ غربی بنام شوهرش می شناختند و نسبت میدادند و او را «هدی شعراوی» میخواندند.
این بود شوهر او و آن یکی هم پدر او! پس خود او کیست؟
هدی شعراوی از زن فرانسوی «حسین رشدی پاشا» بسیار متأثر بود، او این زن را بسیار بزرگ می پنداشت و در او چیزی را می دید که در دیگر زنان مصری نمیدید، آنهم در امور مقلدانهء بسیار عادی و بی ارزش در زندگی.
این زن فرانسوی مشغول کارهای فرهنگی، فکری و اجتماعی مشغول بود و هدی شعراوی اعجاب خود را به این زن و تقلید از او را چنین تبرئه میکند: او نه تنها به شرایط زندگی، حالت و نام من اهمیت میداد، بلکه نهایت تلاش مینمود تا مرا فرهنگ فرانسوی بیاموزد، مرا به با ارزش ترین کتابه و مفید ترین آنها راهنمایی میکرد، آنچه را مطالعه میکردم با من مرور میکرد و آنچه را که فهمش بر من مشکل می بود تفسیر می نمود، او روح و عقل مرا با تمام زیبایی تغذیه مینمود... روزهای شنبه حضور مرا در صالون خود حتمی میشمرد و میگفت: تو گل صالون پذیرایی من هستی.( )
این زن فرانسوی الأصل بود که هدی شعراوی را برای مبارزه های بعدی بر ضد فرهنگ اسلامی آماده ساخت و در تربیهء او اهتمام ویژه ای بخرچ داد.
هدی شعراوی دو کتاب تألیف نموده است، یکی تحت عنوان «حریم و مسلمات مصر» و دوم تحت عنوان «المطلقات». او در این دو کتاب خود به گفتهء خودش از رنج درونی حود در مقابل مظلوم واقع شدن زنان مصر و ظلم مردان بر آنها حکایت میکند.( )
هدی رابطه محکمی با حرکتی داشت که بنام «تحریر المرأة» یاد میشد. او همچنان مورد توجه و اهتمام شخصیت های مفکر و دعوتگران این جریان و در رأس همه محمد عبده، سعد زغلول وقاسم امین بود، قاسم امین بسیار مفتون او بود و از این متأسف بود که چرا مصری ها آنگونهء که شایسته است از این دوشیزه تقدیر به عمل نمی آورند. برای خانمش همیشه از سخنان میگفت که میان این سه شخص و هدی شعراوی به بحث گرفته میشد. او از صحبتهای آتشین این زن و حرص او برای پیشرفت زنان مصری سخن میگفت، توجه بیشتر او بر این بود که برنامهء خود را برای رهبری و هدایت زنان مصری عملا آغاز نماید، آنها را قبل از اینکه به زندگی اجتماعی، آداب و هنر بپردازند به سپورت های بدنی تشویق کند، او باید محافل و جلسات دایر نماید که همآهنگ با ریاضت فکری و بدنی باشد، او علاقه مند است که در باغ مصطفی ریاض پاشا یک کلوپ بازی تنس بسازد.
در همچون محیطی هدی شعراوی تربیت یافته است و به این افکار سخت عقیده مند بوده، افکاری که جامعهء آنروز قاهره از آن جوش میزده است، این بعلاوهء یک گروهی که در گرد او حلقه زده بودند و تحت نام «تحریر المرأة» مبارزه میکردند. این گروه تلاش مینمود تا هدی را معتقد بسازد که نقش او در راهبری زنان مصری برای مشارکت همایش ملی و مبارزه بر ضد استعمار بسیار سازنده است.
در مقابل این همه که گفته شد نباید استعداد طبیعی «هدی شعراوی» را که برخواسته از تربیت ویژهء او بود از نظر دور انداخت، فامیل او عادتا میان قاهره، استانبول و پاریس در رفت و آمد بودند، او سال 1909م در جوش جوانی اش به پاریس سفر کرد و از جای های بسیار دیدنی و بزرگ دیدن نمود، او لباس ها و مود اروپایی را دید و تجربه کرد، از مردان و زنان فرانسوی سخت خوشش می آمد، خصوصیت های زنان فرانسوی را از نزدیک لمس کرد و آرزو میکرد که این تجربه را در زنان مصری پیاده نماید، همین اندیشه بود که او را واداشت تا بعد از برگشتش از پاریس یک مجمع ادبی برای زنان مصری ایجاد کند و گروهی از زنان را به قیادت خود تحت نام «جمعیة الرقی الأدبی للسیّدات» تأسیس نماید.( )
هدی شعراوی دوست صمیمی صفیه زغلول خانم سعد زغلول بود، هدی برای صفیه در حکم مرکزیت پدرش «مصطفی فهمی پاشا» رئیس الوزراء و شوهرش «سعد» وزیر معارف و رهبر کزایی در سیاست بود. از همین رو هدی را بسوی حلقهء نامنهاد «تحریر المرأة» راهنمایی و تشویق کرد، تا به تنهای به شیوهء دیگری این حلقه را رهبری نماید.
وقتی مظاهرات مردم مصر بر ضد استعمار بریتانیا در مارچ سال 1919م آغاز شد، بعضی از زنان مصری در این گرد همایی ها اشتراک کردند، در روز بیستم مارچ 1919م زنان از خود مظاهرهء مستقلی تحت قیادت «هدی شعراوی» و «صفیه زغلول» تشکیل دادند.
بعد از این مظاهرات به اشارهء سعد زغلول اتحادیه زنان تحت نام «لجنة للنساء الوفدیات» در سال 1919م به رهبری «شریفه فاضل» تشکیل شد. هدی شعراوی، همسر عمر پاشا، همسر سینوت حنا، همسر راتب پاشا، همسر حجازی بیک، همسر ابو أصبع، همسر بهی الدین برکات، همسر مرقس حنا، همسر ویصا واصف، همسر مکرم عبید و همسر واصف پاشا غالی عضویت آنرا داشتند.
بعد از آن اتحادیه های دیگری هم بوجود آمدند و هر کدام صفیه زغلول را بنام «مادر مصری ها» رئیسهء «لجنة النساء الوفدیات» و رئیس همهء اتحادیه های زنان مصری در همهء کشور خطاب میکردند.
غرب همهء این تحرکات را با بسیار راحت و خوشحالی نظاره میکرد و تشویق مینمود، از هدی شعراوی دعوت شد تا در کنفرانس بین المللی زنان که در روما مارچ 1923م دایر شد اشتراک نماید، او و سیزا نبراوی در این کنفرانس اشتراک کردند و در همین سال او را بحیث عضو پذیرفتند، چون او دارای فرهنگ فرانسوی و اروپایی بود، او بحیث رهبر نهضت زنان مصری نامزد کردند.
وقتی از روم پایتخت ایتالیا بر گشت بعد از اینکه به اسکندریه نزدیک شد حجاب خود را دور انداخت و با سکرتر خود «سیزا نبراوی» بدون حجاب اسلامی و خارج از امر خداوندی وارد مصر گردید.
بعضی ها یاد آوری میکنند که؛ وقتی هدی شعراوی با همراهی همسر دوستش، خود دوستش «محمود پاشا سامی» و سکرترش «سیزا نبراوی» بر گشت از فرانسه بر گشت، در همان کشتی بود که سعد زغلول بعد از شفا یافتنش از فرانسه در آن بر گشته بود... به مجرد رسیدنش به اسکندریه او و سکرترش حجاب های خود را دور کردند.
هدی چنین میگوید: من و سکرترم سیزا نبراوی حجاب خود را دور کردیم و سورهء فاتحه را خواندیم!!! بعد از آن در حالیکه روی هایمان برهنه بود به زینهء کشتی پای گذاشتیم.
خیرالدین زرکلی گفته است: هدی اولین زن مسلمان مصری بود که حجاب را دور کرد.( )
سافیناز محمد کاظم برخورد هدی شعراوی را با حجابش بعد از آنکه آنرا دور انداخت چنین تعریف میکند: هدی شعراوی و سیزا نبراوی بمجرد بر گشت از کنفرانس بین المللی زنان در روم حجاب های خود را دور کردند و آنرا با پای های خود لگد مال نمودند...( )
این زن عقد و کینهء خود را در برابر یکی از شعایر مهم دینی یعنی حجاب چنین ابراز میدارد: حجاب که خداوند (ج) آنرا فرض گردانیده است او با قدمهای نا پاکش پایمال میکند، زنان ملتش را هم وادار میسازد که از او پیروی کنند، او بر ضد یکی از احکام پروردگارش اعلان جنگ میکند...! آیا عنوان «تحریر المرأة» که ما مقدمه و نتیجهء آنرا بیان نمودیم میتواند غیر از این چیزی دیگری باشد؟!!
اینجا ضرور است که نظریه هدی شعراوی را در رابطه با حجاب بدانیم و اینکه حجاب به زعم او حایلی است میان زن، فرهنگ و تجربه های زندگی او. او میگوید: اگر زن خود از نهاد به صیانت خود معتقد نباشد، حجاب نمیتواند او را تضمین کند. این حجاب است که میان او، فرهنگ و عمل زندگی حایل واقع میشود و جامعه را از بهره برداری از ارزشهای زنان محروم میگرداند. هدف اتحادیه نسوان مصری بر دور کردن حجاب و در محدودهء مصر خلاصه نمیگردد، بلکه هدف آن بلند بردن ارزش زنان است، چون زن معیار و مقیاس تمدن در میان ملتهاست، بلکه اشتراک زنان در اجتماع به خدمت انسانیت می انجامد و ملت مصر را از بیکارگی نصف آن که از پیشرفت باز مانده اند «یعنی زنان» نجات میدهد، این هدف از راه تعلیم دختران، توجه به صحت اطفال، مبارزه بر ضد رذایل و خرافات و تقدیم دختران فعال در زندگی میسر است.( )
این دعوتگر سر برهنگی به اینگونه اکاذیب احساسات مردم مردم را در برابر اسلام با این طریق بسیار مکارانه بر می انگیزد، چون حجاب را متهم میسازد که مانع میان زن و فرهنگ است و این حجاب است که نصف جامعه را بیکار و شل گردانیده است؟ چون حجاب بگمان او میان دانش و زن، میان صحت اطفال و زن، میان مبارزه با رذایل و خرافات و زن و آمادگی آنها برای یک زندگی سالم حایل واقع گردیده است؟
یکتن از داعیان برهنگی و بی حیایی و یک زن غماز بنام «دریة شفیق» میگوید: ولی «هدی هانم» بعد از این قیمت این شجاعت و جرأت خود را پرداخت، او بسیاری از تعلیقات نا بخردانه و دگم را که زنان اول نهضت نسوان با آن رور برو بودند متحمل شد، در بعضی از اوقات این ملاحظات چنان سخیف و با عبارات زننده می بودند گوش آنها از شنیدن آنها آزرده میشد، آنها به راه خود ادامه دادند، چون میدانستند که هر نو آوری با استخفاف و دشمنی رو برو میشود.( )
بعد از این اقدامات گنکارانه و جاهلانه که هدی شعراوی در برابر حجاب نمود و آنرا با پای خود لگد مال نمود، به تأسیس اتحادیه زنان مصری در سال 1923م دست زد و اشخاص ذیل عضویت آنرا قبول کردند:
استر فهمی ویصا، عنایات سلطان، سیزا نبراوی، جمیله عطیه، عزیزه هیکل، نفیسه علوبه، ماری کحیل، بهیجه رشید، احسان قوصی، حفیظه الفی و حواء ادریس.
هر چه از اسباب تأسیس این اتحادیه؟ محمد فهمی چنین میگوید: محترمه هدی شعراوی برای اشتراک در کنفرانس بین المللی زنان در روم دعوت شد، او بعد از برگشت از آن کنفرانس در سال 1922م سنگ بنیاد این اتحادیه را در اپریل سال 1924م گذاشت.
از اینرو این جای تعجب نیست که اتحادیه زنان مصری تحت قیادت دختر سلطان پاشا و برای تحقق اهداف استعمار بریتانیا فعالیت نماید. این زن در سال 1923م همان مبادئ را اعلان نمود که قبل از او مرقس فهمی به آن دعوت میکرد و قاسم امین آنرا در مقدمهء کتاب خود درج کرده بود:
تعدیل قوانین طلاق.
منع تعدد ازواج.
علاوه از مطالبات که برای حقوق اجتماعی و سیاسی زنان بگمان خود آنها داشتند و در نهایت در حد مطالبه به مساوات میراث میان مرد و زن انجامید!!
اینجا لازم به تذکر است که در یک چنین حالت و ظروف اتحادیه نسوان مصری تأسیس یافت که ادارهء های خارجی اروپایی به آن اهتمام زیاد داشتند، حتی دکتوره «رید» رئیسهء اتحاد بین المللی زنان خودش به مصر آمد، تا از نزدیک حرکت زنان مصری را مطالعه کند و در محیط اروپا بخواهد که از این حرکت پشتیبانی شود، تا زنان مصری به زعم ایشان حقوق سیاسی خویش را بدست آورند.
بیست سال بعد از تأسیس این اتحادیه با نفوذ خارجی و بیگانه و با انیاب استعمار توانست که راه را برای برگذاری «کنفرانس زنان عربی» در سال 1944م هموار سازد، در این کنفرانس از اقصی نقاط کشور های عربی نمایندگان اشتراک نمودند و همان فیصله ها قسم گذشتهء دو باره و طور دسته جمعی اتخاذ گردید، طبعا در مقدمهء همه:
مقید ساختن طلاق.
منع تعدد ازواج .
مساوات عام و تام میان مرد و زن در همهء حقوق و واجبات. بود.
به این هم بسنده نکردند و این کنفرانس در ظاهر بسیار بلند آوازه به حذف حرف «ن» از کلمه «النسوة» از قاموس عربی فیصله کرد.( )
این یک امر مشهور است که هدی شعراوی مبنای دعوت خود را از یک تفکر اسلامی آغاز نکرده بود، بر عکس او یک زن بی حجاب بود و از خود کلوپی داشت و در اطراف او مردان اجیر جمع شده بودند تا برای او بیانیه ها و مقالات بنگارند که او بتواند در محافل عمومی به خوانش بگیرد، او این مصارف را از اموال سلطان پاشا می پرداخت، سلطان پاشا که خسارت خیانت او را انقلاب عرابیه پرداخت.
در مقدمهء این اشخاص که بیانیه ها و مقالات را برای هدی می نگاشتند، ابراهیم هلباوی پاشا یک وکیل داد گستری و شاعر مشهور محمد الأسمر بودند. او همچنان توانسته بود بعضی از جوانان را نیز اجیر نماید و آنها را با مصارف خود برای دوره های تعلیمی به اروپا بفرستد، بعضی از این جوانان بعد ها بحیث ژورنالست کار میکردند و علم قداست هدی شعراوی را بالا کردند، و زنان مصری را دعوت میکردند تا از قیود اجتماعی جامعهء اسلامی خود را آزاد سازند، تا این حد که یکی از آنها در پاسخ سوال یک زن مصری میگفت: اگر اولاد نمیداشتی! برایت میگفتم که شوهر خود را ترک کن و خدا رزق ترا میدهد!
هدی شعراوی در دعوت خود مرهون یک مفکورهء اسلامی نبود و یا اینکه او این رسالت را از فهم و برداشت حقیقی برای نجات فامیل و خانواده بدوش گرفته باشد... او در این عرصه حرکت نمیکرد... بلکه زن غربی یک الگو و اسوه در تفکر او بود... از همین رو او رواج اساب آرایش و مود را در جامعه بسیار تشویق میکرد، مردم را به گزینش فیشن های نو فرا میخواند، او با بالهای فرهنگ فرانسوی در فضای کشور اسلامی در پرواز بود، با تفکر مارکسیزم و صهیونیزم دوستی کامل داشت و مفهوم اسلامی نزد او کدام اهمیتی نداشت.
استاد حسین یوسف میگوید: از اینرو این جای تعجب نیست که اتحادیه زنان مصری تحت قیادت دختر سلطان پاشا و برای تحقق اهداف استعمار بریتانیا فعالیت نماید. این زن در سال 1923م همان مبادئ را اعلان نمود که قبل از او مرقس فهمی به آن دعوت میکرد و قاسم امین آنرا در مقدمهء کتاب خود درج کرده بود.
این بود هدی شعراوی، کسیکه از این راه جایگاه بس بلندی در میان اتحادیه بین المللی زنان پیدا کرد، او بحیث وکیلهء اتحادیه بین المللی زنان ارتقاء کرد، بویژه بعد از آنکه او در زمره نهضت های آزادی برای زنان که در اکثر دول اروپایی منتشر بود شامل شد، بویژه در پاریس، برلین و بروکسل که مربوط و پیرو محافل ماسونیت و منظمه های صیهونیزم بین المللی بودند، محافل که شیاطین یهودی در پشت پرده آنرا هدایت و رهبری می کردند، این محافل در روشنایی نقشه های تلمود وقایع و احداث را تحت شعار حقوق سیاسی زنا، اشتراک آنها در مجالس پارلمانی و وزارتخانه ها، مساوات میان مرد و زن و... ابتکار و ایجاد میکردند، تا شبکه های بهم پیوستگی اجتماعی را در جامعه مسلمان مصری و دیگر جوامع اسلامی ضربه بزنند و از هم بپاشند و در نهایت به نابودی بکشانند.
اینست زنی که محافل صهیونی و صلیبی بین المللی بحیث طلایه داران رهبری زن به جوامع تقدیم میکنند و این حرکات خطرناکترین حرکتها در کشور های ماست که امنیت و حریم خانواده ها را تهدید میکند.
دعوتگران تخریب خانواده و اجیران مشوش ساختن مفاهیم اسلامی در جوامع ما شب و روز کار میکنند، این بازماندگان استعمار برای یاد بود این سبمول استعمار همهء ساله محافل برپا میکنند، هدف اساسی آنها نهادینه ساختن این افکار مسموم است که توسط این بت استعمار آغاز شده است و هدف اساسی آن ویران ساختن و متزلزل ساختن خانواده و فامیل مسلمان است. آخرین چیزی که بزرگ امروزی آنها مطالبه آنرا دارد، تدریس تاریخ مبارزه این زن استعمار زده در مدارس عمومی است.( )
در پایان لازم به ذکر است، انتشار تصاویر برهنه علياء ماجده المهدی در راستای همین سیاست انگلیسی است و به زعم باطل خود توهین به مقدسات مسلمانان جهان اسلام می تواند از بیداری اسلامی مردم مسلمان و جهان عرب جلوگیری کند.
کمال قبيسی خبرنگار عرب نوشته است که وبلاگ «مذکرات ثائره» (يادداشتهای يک دختر انقلابی) توانست روز سهشنبه بزرگترين تجمع عربی را رقم بزند؛ شمار بازديدکنندگان يک روز از اين وبلاگ از جمعيت حاضر در ۵ استاديوم ورزشی مقدمات رقابتهای جام جهانی که ۲۰۱۴ بيشتر است. البته نه بهخاطر نوشتههايش بلکه به خاطر عکسهای برهنهای است که علياء ماجده المهدی از خود در وبلاگش «يادداشتهای يک دختر انقلاب» قرار داده است.
علياء ماجده المهدی در جريان انقلاب فوريه مصر که به سرنگونی رژيم سابق اين کشور به رهبر محمد حسنی مبارک انجاميد، فعال بوده است.
او در وبلاگهای مختلف خود و همچنين صفحات توئيتر و فيسبوکش عکسهايی از حضور در ميدان التحرير قاهره، محل تجمع معترضان در روزهای انقلاب مصر و همچنين تجمعهای اعتراضآميز ديگر حضور داشته است.
علياء ماجده ابراهيم در روز انتشار عکسهای خود نوشته بود که در جنبش ۶ آوريل عضويت دارد. جنبش جوان ۶ آوريل سهم بزرگی در انقلاب مصر ايفا کرد و يکی از گروههای پيشرو در انقلاب بود.چند شبکه تلويزيونی برنامههايی برای بررسی اين پديده پخش کردند.
صفحهای در فيسبوک نيز پايهگذاری شد با نان «ملت میخواهند علياء ماجده المهدی اعدام شود» اين صفحه سهشنبه تاسيس شد و تا شامگاه چهارشنبه ۹۰۰ عضو جذب کرد.
شماری از رسانههای بينالمللی از جمله روزنامه واشينگتن پست اقدام به انتشار مطالبی در باره علياء و اقدام او کردند و اين اقدام را «انقلاب» در جهان عرب توصيف کردند.
علياء توانست رکورد مراجعهکنندگان به يک وبلاگ در جهان عرب را بشکند. در يک روز شمار مراجعهکنندگان به دو وبلاگ علياء از مرز يک ميليون نفر گذشت.
عکس علیا همچنان بر روی صفحات شخصی وی در شبکههای اجتماعی و نیز یوتیوب قرار دارد. هنگامی که وی روز یکشنبه گذشته به عنوان نخستین دختر عرب دست به چنین اقدامی زد و دیوارهای حیا در جوامع عرب را شکست، هزاران نفر از کاربران خشمگین، کنجکاو و هوادار علیا نسبت به این جنجال واکنش نشان دادند.
علیا در وبلاگ شخصی خود که آن را «مذکرات ثائرة» (یادداشتهای یک زن انقلابی) نامیده است در زیر عکس بزرگ خود نوشته است، «نخست درباره زنانی که در آغاز دهه ۷۰ میلادی در دانشکده هنرهای زیبا به عنوان مدل در برابر نقاشان مرد لخت میشدند قضاوت کنید و کتابهای هنری را پنهان کرده، مجسمههای برهنه را بشکنید، سپس در برابر آینه لخت شوید و بدنهای خود را که بادید تحقیر آمیز به آنها نگاه میکنید به آتش بکشید تا پیش از فرستادن اهانتهایی با مضمون تبعیض جنسی به من و نفی حق آزادی بیان من، برای همیشه از عقدههای جنسی خود رها شوید».
علیا در زیر عکس خود عکس برهنه یک مرد جوان مصری را گیتار به دست منتشر کرده است. در این صفحه همچنین تابلویی از کار فادی موریس که دختر لختی را نقاشی کرده است و نیز عکسهای زنان لخت دیگر نیز منتشر شده است. علیا سه عکس مختلف از خود منتشر کرده است؛ یکی با نوار چسب بر روی لبهای خود، و دیگری با نوار چسب بر روی چشمان خود، اما بار سوم به جای پوشاندن گوشهای خود با نوار چسب ... را پوشانده است.
در هر ثانیه سه نفر به بینندگان این وبلاگ افزوده میشود و بیشترین آنها که از کشورهای مختلف عربی هستند با وی اعلام مخالفت کردهاند، اما جالب اینکه تعداد زنانی که با وی اعلام هبستگی کردهاند بیشتر است. برخی از آنها نیز اعلام داشتهاند در شرایط مناسبی عکسهای لخت خود را منتشر خواهند کرد.
این دختر مصری که ظاهرا در جریان انقلاب مردم مصر حضور داشته است، بر بالای عکس ها عنوان «هنر برهنه» را قرار داده و این کار خود را «جنبش آزادی آنلاین» نامگذاری کرده است.
علیاء در میان عکس ها تلاش کرده از هرگونه انتقادی پیشی بگیرد و منتقدانش را به رها شدن از آنچه "عقده های جنسی" نامیده، توصیه کرده است.
عضو سازمان امنیت رژیم مبارک
او به علاوه وبلاگ شخصیش، یک وبلاگ را با دوست پسرش که «کریم عامر» نام دارد، اداره می کند. او در این وبلاگ این شعار را نوشته است: «مصر نه عربی است نه اسلامی، فقط مصری است.» کریم عامر که تاکنون به اتهام به تمسخر گرفتن ادیان چندبار زندانی شده، پیش تر الحاد خود را اعلام کرده است.
طالرق الخولی، سخنگوی جنبش ۶ آوریل مصر، در گفت و گو با شبکه العربیه، عضویت علیاء و دوست پسرش را در این گروه رد و عنوان کرد: علیاء عضو سازمان امنیت نظام سابق مصر بوده و اکنون درصدد تخریب جوانان جنبش ۶ آوریل در میان مردم است.
صدها کامنت و دریده شدن پرده حیا
اقدام علیاء در منتشر کردن تصاویر برهنه خود، فضای مصر را تحت تاثیر خود قرار داد. شبکه های مجازی واکنش گسترده ای به آن نشان دادند و چند شبکه تلویزیونی غربی برنامه هایی برای بررسی این پدیده پخش کردند.
اما شماری از رسانه های بین المللی از جمله روزنامه واشنگتن پست اقدام به انتشار مطالبی درباره علیاء و اقدام او کردند و این حرکت را «انقلاب» در جهان عرب توصیف کردند.
واکنش های منفی به اقدام این دختر افراطی تا جایی پیش رفته که حتی صفحه ای در فیس بوک نیز پایه گذاری شد با نام «ملت می خواهند علیاء ماجده المهدی اعدام شود». این صفحه تنها در یک روز ۹۰۰ عضو جذب کرده است.
به گفته محمد شعیر، نویسنده و روزنامه نگار مصری علیاء با اقدام خود "پرده حیا" را در جوامع عربی درید.
اما انقلابیون مصری و بویژه مسلمان از اقدام غیراخلاقی علیا به خشم آمده و او را به پیروی از خواسته مخالفان انقلاب و تلاش برای انحراف در انقلاب مردم مصر متهم کرده اند. به اعتقاد آنان مخالفان انقلاب مصر در تلاشند که این مفهوم را القا کنند که "انقلابیون مصر برای برهنه شدن به خیابان آمده اند."
انگشت اتهام در این باره بیشتر به سمت رسانه های صهیونیستی و غربی که اشاعه دهنده این موضوع و نمونه های مشابه آن بوده اند، نشانه رفته است زیرا بیشترین کسانی که از انقلاب مردم مسلمان و معتقد مصر متضرر شده و می شوند، رژیم صهیونیستی، آمریکا و دیگر متحدان آنان بوده اند. البته تفرقه افکنی میان مسیحیان و مسلمان مصری هم از دیگر شیوه های محافل غربی بوده که در ماه گذشته منجر به درگیری شد و ده ها کشته و مجروح بر جای گذاشت.
چند هفته پیش هم نیروهای ناتو که به بهانه حمایت از انقلابیون لیبی وارد این کشور شده اند، اقدام به برگزاری نمایشگاه لباس های برهنه غربی در طرابلس با استفاده از مانکن های اروپایی کردند و صحنه های غیراخلاقی زیادی را در مرکز این کشور مسلمان آفریدند که البته مورد استقبال مردم واقع نشد.
اقدامات خلاف شرع در کشورهای مسلمانی که به تازگی از چنگ عوامل صهیونیسم و غرب رها شده اند از جمله راهکارهایی است که حامیان دیکتاتورهای سرنگون شده عرب از آن بهره می گیرند تا انقلاب های مردمی را در مسیر دلخواه هدایت و ذائقه مردم را به موضوعات سطحی و سست کننده عادت دهند و خود هدایت فرمان را به عهده بگیرند؛ واقعیتی که انقلابیون تاکنون آن را درک کرده اند.
از سوی دیگر جنبش ۶ آوریل که یکی از مهمترین گروههایی است که انقلاب علیه حسنی مبارک را رهبری کرد با انتشار بیانیهای عضویت علیا در این جنبش را رد کرد و به دنبال آن علیا نیز اعلام کرد که عضو این جنبش نیست در حالیکه پیشتر خود را وابسته به آن اعلام کرده بود.
او تاکید کرد عکسهای خود را در خانه پدریاش انداخته است نه در خانه دوست پسرش کریم عامر.
******** ******** ********
منابع:
( ) عودة الحجاب، قسم اول ص 56. آخر این پاراگراف از کتاب «الأدب المعاصر» ج 2 ص 135و 388 گرفته شد.
( ) مذکرات هدی شعراوی ص 96.
( ) مذکرات هدی شعراوی ص 99.
( ) برای تفصیل بیشتر این موضوع به خاطرات هدی شعراوی ص 124تا 133مراجعه شود.
( ) الأعلام ج 8 ص 79.
( ) فی مسألة السفور والحجاب ص 9.
( ) جریدة «الرسالة» در قاهره، سال 1933م شماره 25 و مجله «الإخاء» ج 6 ص 696.
( ) المرأة المصریة ص 138. معرفی دریة شفیق و نقش تخریبکارانهء او در بحث هشتم ارائه خواهد شد. إن شاء الله.
( ) الحرکات النسائیة فی شرق وصلتها بالإستعمار و الصهیونیة العالمیة ص 23ـ 24 با کمی تصرف.
... مطالب خواندني دوستان
حاميان دولت دهم و دوستان
نوشته هاي پيشين
آرشيو موضوعي